محمد مهدى ملايرى

141

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

عباسيان به علويان پايان نگرفته است . مسعودى از واقعه‌اى در سال 280 هجرى در زمان خلافت معتضد در بغداد ياد مىكند كه متهم اصلى آن محمد پسر حسن بن سهل و اتهام وى آمادگى او و يارانش براى قيام عليه معتضد و انتقال خلافت از او به يكى از آل ابى طالب بوده است . كسى كه از مدتها قبل ، محمّد به نام او بيعت مىگرفته و بنا بوده در موعدى كه تعيين شده بوده در بغداد قيام كنند و معتضد را سرنگون سازند . چنان كه مسعودى نوشته ، اين محمّد مردى بافضيلت و داراى مؤلفاتى چند از آن جمله نوشته‌هائى در اخبار مبيّضة و كتابى در اخبار على بن محمّد صاحب الزنج بوده است . مسعودى گويد در سال 280 هجرى او را در بغداد دستگير كردند و شمارى از افرادى كه در سپاه علوى بودند و امان يافته بودند عليه او شهادت دادند ، و با او صورتهائى يافتند كه در آنها نام كسانى ثبت شده بود كه از آنها به نام مردى از آل ابى طالب بيعت گرفته شده بود ، و بنا بوده كه در روز معينى قيام كنند و معتضد را به قتل برسانند . و براساس آن كسانى را كه در صورت يافتند به دست آوردند ، ولى هيچ‌يك از آنها نام كسى را كه با او بيعت كرده بودند فاش نساختند ، و گفتند واسطهء ما محمّد بوده ، و چون معتضد از آنها نتوانست نام آن شخص علوى را به‌دست آورد ، دستور داد تا آنها را كشتند ، ولى محمّد را به اميد اين‌كه به‌وسيلهء او امام علوى را بشناسد زنده نگه داشت . ولى هرچه كوشيد تا محمد شخصى را كه براى او از مردم بيعت گرفته بود معرفى مىكند موفق نشد . دراين‌باره به گفتهء مسعودى ، سخنان بسيار ميان آنها گذشت ، و سرانجام محمد به او گفت كه اگر مرا بر روى آتش هم كباب كنى محال است افزون بر آنچه گفته‌ام از من چيزى بشنوى . و نام آن كسى را كه مردم را به اطاعت او خوانده و به امامت او گردن نهاده‌ام براى تو فاش كنم . و معتضد هم دستور داد تا او را همچنان كه خود گفته بود زنده‌زنده بر روى آتش كباب كنند و چنين كردند . و سپس سوختهء او را به دار آويختند « 1 » .

--> ( 1 ) - مروج الذهب ، چاپ مصر ( محمّد محيى الدّين ) ، ج 4 ، ص 178 .